خانه / گفتگو ها / تبیین نظریه‌ای در باب تعامل اقتصاد، سیاست و فرهنگ

تبیین نظریه‌ای در باب تعامل اقتصاد، سیاست و فرهنگ

محسن قانع بصیری، نویسنده این اثر در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اظهار کرد: پیش از این دو کتاب با عنوان «پرسشی از هایدگر: تکنولوژی چیست» و «مارکس و تکنولوژی» از تالیفاتم منتشر شد، این آثار همراه کتاب «فلاسفه پست‌مدرن و تکنولوژی» در پی ارایه نظریه‌ای در باب اقتصاد، سیاست و فرهنگ‌اند. 

وی با اشاره به آغاز نگارش این اثر گفت: این کتاب نسبت اندیشه فلاسفه پست‌مدرن با تکنولوژی را بررسی می‌کند. به نظر می‌رسد این فلاسفه توجه بیشتری به مولفه فرهنگ دارند. رابطه‌ای که انسان به عنوان ذات شناسنده با پدیدارها دارد نیز از سوی متفکران این دوره بررسی می‌شود. 

قانع بصیری ادامه داد: پس از تحول بنیادهای اصلی سازمان‌های کار و رابطه میان نیروی کار و سرمایه‌دار در دوره پست‌مدرن، رابطه‌ای میان سیاست، اقتصاد و فرهنگ شکل گرفت که تاکنون نظریه‌ای درباره چگونگی تعامل این سه مولفه ارایه نشده است. 

وی تالیف کتاب‌های سه‌گانه‌اش را تلاش برای ارایه چنین نظریه‌ای دانست و گفت: البته این نظریه پس از سامان یافتن باید به چالش کشیده شود تا تکامل یابد.

این نویسنده، فرهنگ را دارای ساحت‌های مختلفی برشمرد و گفت: مقصود از فرهنگ در این اثر، فرهنگی انتقادی و زایاست که به آینده نگاه دارد و موجب تکامل افق عقلی انسان می‌شود. 

قانع بصیری یادآور شد: در جلد سوم این مجموعه سه‌گانه شرح خواهم داد که نظریه مارکس تنها در صورتی برای دنیای امروز صادق است که فرهنگ در محیط کار فعال نباشد، زیرا در چنین شرایطی قانون افت کیفیت حاکم خواهد بود و سیستم کار خارج از اراده تحول می‌یابد و قانون پیری بر آن حاکم می‌شود. 

وی افزود: اما با ورود فرهنگ به سازمان‌های کار، روابط میان سرمایه و نیروی کار چنان تقویت می‌شود که سیستم کاری مدام خود را به نقد می‌کشد. 
قانع بصیری تحولات امروز در روابط کاری را محصول انتقال دموکراسی نوع اول به نوع دوم دانست و گفت: این نوع از دموکراسی بر نقش خلاقه انسان تاکید بیشتری دارد.

ایبنا

درباره‌ی emGF9cnZN5

حتما ببینید

گفتگو با محسن قانع بصیری به بهانه چاپ کتاب «مارکس و تکنولوژی»: «در جامعه ی خلاق، قدرت سیاسی ناچار به عقب رانده می شود»

محسن قانع بصیری را باید یکی از نظریه پردازان عرصه سیاست و اقتصاد و فرهنگ دانست. او با نگاهی شناخت شناسانه به ما می گوید چگونه توسعه از راه تأثیر گذاری این سه مقوله ی اجتماعی برهم ممکن می شود. نظریات او می تواند بسیاری از گره های مسائل منطقه ای و جهانی را برای ما باز کند و تعریف یک بعدی ما از مفاهیمی همچون آزادی، دموکراسی، سرمایه داری و... را اصلاح کند. پیشتر از ایشان کتاب های «پرسشی از هایدگر: تکنولوژی چیست»، «جهان انسانی و انسان جهانی» و ترجمه کتاب «سیری در اقتصاد معاصر» نوشته جان کنت گالبرایت را شاهد بودیم. اخیرا اثر جدید ایشان به نام «مارکس و تکنولوژی» با همت نشر پایان منتشر شده است. او در این کتاب حلقه ی مفقوده ی تفکر مارکس را نشان می دهد و آن را فرهنگ انتقادی می نامد. با او درباره ی نقش فرهنگ در جامعه به گفتگو نشسته ایم تا چگونگی تأثیر فرهنگ بر دو مقوله سیاست و اقتصاد را باز تر کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *