خانه / سجاد پورقناد

سجاد پورقناد

خود آموختگی و خلاقیت

مقاله ای که پیش رو دارید، نوشته محسن قانع بصیری است در مورد “خودآموختگی و خلاقیت” که این مقاله به بهانه گردهمائی هنرمندان خودآموخته که جمعه آتی ۲۵ اردیبهشت ماه، در روستای دریکنده بابل زادگاه مکرمه قنبری برگزار میشود، به انتشار می رسد: خود آموختگی اصولا مقوله ای معرفتی است که طی آن، موضوعی که باید آموخته شود چون نقطه ای روشن از انتهای خیال برجسته و برجسته تر می شود. یکی از ضعف های نظام مدرسی آن است که فاقد تحریک هدف و خواسته یا آندو به مثابه نقطه روشن برای وصال و تجلی آن می باشند و موضوع علم یا هنری را که می خواهند پرورش دهند از قلمرو خیال خارج می سازند.

بیشتر بخوانید »

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها

برای درک مفهوم خود آموختگی در قلمرو هنر در آغاز لازم است روند تحرک و زایش اثر هنری را مورد توجه قرار دهیم. در قلمرو هر شناختی، هر پدیداری را می توان از دو زاویه نگاه کرد. اولین نوع نگاه عقلانی و کاربردی است. این نگاه رو به منطق ها یا همان عقولی دارد که تابحال یافته شده اند یعنی از جنس گذشته است. این عقول را می توان به سهولت از مدرسین فراگرفت و بکار برد.

بیشتر بخوانید »

محسن قانع بصیری: تأمل در دیالکتیک سه جزیی، تنها راه نجات!

گفتگوی محمد میلانی با محسن قانع بصیری در روزنامه اعتماد استاد خیلی متشکرم از این که دعوت بنده را پذیرفتید. در واقع نیت ما بر این شد که کتاب «ما و جهان نیچه‌ای» بیژن عبدالکریمی مبدا بحث ما شود و در واقع از آنجا به گونه‌ای پیش برویم که وارد …

بیشتر بخوانید »

سالی بدون محسن قانع بصیری…

سالی که گذشت در کنار تمام اندوه ها و غم هایی که به جای گذاشت، تلخ ترین سال برای ژورنال گفتگوی هارمونیک بود. تنها یک ماه از جشن تولد سیزده سالگی سایت در منزل زنده یاد محسن قانع بصیری می گذشت که خبر شوکه کننده درگذشت این دانشمند برجسته به ما رسید. مقام علمی و گستره نظریه های محسن قانع بصیری در جایگاهی است که حتی مرور آرا و اندیشه های او نیز نیازمند پژوهشی عمیق و چند بعدی است؛ شناخت دستگاه فکریِ وی، مخاطب را از معابر فلسفه، جامعه شناسی، اقتصاد، اخلاق و… می گذراند تا به یک نگاه منشوری از مسائل برساند.

بیشتر بخوانید »

آموزش، آستانه ورود به معابر پژوهشی

آموزش در کلیت خود نظامی است که می‌تواند قدرت‌ برون‌گیری و درون‌زایی دانش را در استفاده‌کنندگان خود پدید آورد. به همین مناسبت نیز آموزش از سه مرحله سوادآموزی، (برون‌گیری علامات) ، علم‌آموزی (برون‌گیری دانایی موجود) و زایش علم (ایجاد قدرت تحلیل انتقادی و یا زایای علوم) عبور می‌کند. مراحل اول و دوم آموزش را، آموزش‌های مدرسی یا آسکولاستیک و مرحلهء سوم را آموزش‌های خلاق یا معرفتی نام‌ می‌گذاریم. به طور کلی ساختارهای آموزش در دوران‌های اول و دوم را ساختارهای دو جزیی می‌نامند.

بیشتر بخوانید »

نظام آموزشی‌ و مدلهای آموزشی‌ حجاب آفرین

یادم می‌آید در کلاس چهارم دبیرستان در درس شیمی‌ تجدید شدم. این خود علتی بود که نشان می‌داد من از این‌ درس‌گریزانم. خدایش بیامرزد در دبیرستان دارالفنون معلمی‌ بود به نام‌ «کوشا»، روز اول که آمد سر کلاس طوری درس‌ می‌داد که گاه ما خندمان می‌گرفت. معلمانی که تا به حال‌ دیده بودم می‌آمدند و خیلی جدی و خشک درسشان را می‌دادند و می‌رفتند. اما این معلم با سوژه درسش حرف می‌زد می‌آمد و می‌نوشت متان، بعد می‌رفت ته کلاس و شروع‌ می‌کرد به گفت و گو با متان. متان تو چه هستی؟ از کجا پدید آمدی؟

بیشتر بخوانید »

روشنفکران از نقد اندیشه تا حضور اجتماعی

می‌گویند روزی به مرحوم سیدابوالحسین جلوه که از حکمای مشائی دوره قاجار بود گفتند: «این سید جمال الدین اسدآبادی علم زیاد می‌‌داند.» او گفت: «بلی، علم زیاد می‌داند اما تکلیف خود را نمی‌داند.» مرحوم جلوه با این پاسخ نشان داد که مهمترین معضل روشنفکران در ایران ضعف آنها در پیگیری هویت مستقل برای خود است و در عین حال آنها قادر نیستند مبانی اقتدار فرهنگی خود را از طریق نقد خود در مرکز رویداد پیدا کنند و به همین دلیل بیشتر سرگشته‌اند.

بیشتر بخوانید »

بهترین خاطره خاطره ای است که امید در آن متولد شد

هیچ چیز دردناک تر از مسدودکردن افق گذشته و آینده نیست، مسدودکردن این دو افق یعنی دریغ کردن معنویت از آدمی. ما انسانها در آنات و لحظه ها زندگی می کنیم. از آنی به آنی دیگر درمی لغزیم، بدون آنکه بتوانیم زمان را به عقب یا جلو تغییرمکان دهیم. در قلمرو جهان تجربه، ما زندانی آنات خود هستیم و ازاین روست که باید گذار از این جهان را تجربه کنیم. اما درجهان درون وضع معکوس می گردد. ما حتی قادریم به صورت ذاتی هستی بخش هر آن را صاحب ازل و ابد کنیم یعنی خالق کلمه و اسماء شویم.

بیشتر بخوانید »

مدل های آموزشی دوبعدی

یادم می آید که در کلاس چهارم دبیرستان در درس شیمی تجدید شدم. این خود علتی بود که نشان می داد من از این درس گریزانم. خدایش بیامرزد در دبیرستان دارالفنون معلمی بود به نام کوشا، روز اول که آمد سرکلاس طوری درس می داد که گاه ما خنده مان می گرفت. معلمانی که تابه حال دیده بودیم می آمدند و خیلی جدی و خشک درسشان را می دادند و می رفتند.

بیشتر بخوانید »

در حسرت راستی

ارتباط هر فردی با درونش قواعد بسیار متفاوتی نسبت به ارتباط آن فرد با محیط زندگیش دارد. اتفاقاً آنچه که عرفا را از اهل ظاهر جدا می کند در همین دو جنبه متفاوت نگاه به اخلاق، در دنیای معنوی درونی و مادی بیرونی است. در قلمرو روابط اجتماعی گاه دروغگویی یک ضرورت انکار ناپذیر است.

بیشتر بخوانید »