خانه / اقتصاد سیاسی (صفحه 3)

اقتصاد سیاسی

نگاهی به بانکها، از پرش تا سقوط

هر نهاد اقتصادی چیزهائی می خرد، یا خدماتی جذب می کند و سپس تحولی در آنها ایجاد می کند که منجر به ارزشی جدید می شود و سپس آنها را می فروشد. بر این اساس بانکها نیز چنین روندی را دنبال می کنند. در نگاه اول آنها پول می خرند و می فروشند یا بهتر بگوئیم پول را از کسی که انگیزه کسب بهره مالکیتی آن را دارد، یا مایل به پس انداز مطمئن و یا مایل به سرمایه گذاری است می گیرند و آن را به مشتریان متقاضی می رسانند. بانکها سیستم های تمرکز و تفرق قدرت سرمایه یا بهتر بگوئیم پول هستند. به همین دلیل بانکها می توانند کارنامه هائی کاملاً متضاد داشته باشند. آنها می توانند با توزیع سرمایه در بخش های مولد جامعه موجب توسعه شوند و هر سه بخش پژوهش، تولید و تجارت را فعال کرده، در توسعه جامعه نقشی مهم داشته باشند و برعکس می توانند با توزیع پول به بخش های دلالی و غیرمولد نقشی ضد توسعه بازی کرده و جامعه را دستخوش بحران کنند. بعلاوه بانکها با آگاهی از چرخش پول در گروه ها و طبقات اجتماعی و ایجاد اعتبارات کوتاه و میان مدت می توانند بر نیروی تقاضای موثر جامعه افزوده و با حرکت اصلاحی میدان را بر نزول خواران تنگ و تنگ تر کنند.

بیشتر بخوانید »

بانکداری از داده ها تا ستانده ها: بانکداری از دلالی مالی تا توسعه توان تولیدی

می گویند فردی ثروتمند روزی به شهری کوچک سفر کرد و به بهترین هتل آن شهر وارد شد، یک طبقه هتل را برای یک هفته اجاره کرد و وجه آن را نقداً به مسئول هتل پرداخت کرد و سپس برای انجام کارهایش از هتل خارج شد. پس از رفتن او مسئول هتل که به قصاب شهر بدهکار بود آن وجه را تماماً برای او فرستاد. قصاب نیز که به خیاط شهر بدهکار بود آن پول را برای او فرستاد. خیاط که بتازگی مغازه ای جدید خریداری کرده بود آن پول را برای صاحب قبلی مغازه فرستاد که به او بدهکار بود. صاحب قبلی که چندی پیش دوستان را به هتل فرستاده بود و هتل دار از او طلب کار بود همان پول را به او پرداخت کرد. در این میان درست در زمانیکه مسئول هتل پول را دریافت کرد مرد ثروتمند از راه رسید و به وی گفت کارش را در شهر انجام داده و دیگر نیازی به حضور در شهر ندارد و می خواهد بازگردد. مسئول هتل نیز همان پول را به وی پس داد. در این مسیر چه اتفاق افتاد پولی وارد شد چرخشی در شهر کرد و دگربار بدست صاحب اولیه آن رسید. اما این چرخش مشکلات چندنفر را رفع کرد بدون آنکه در نهایت حضوری مدام داشته باشد. ارزش مهم سرمایه های بانکی هم همین است. مدیریت یک بانک موفق آنست که بتواند اثری مثبت در چرخه سرمایه گذارده و طی این چرخش ضمن آنکه مشکلات گروه های مختلف را حل می کند، سهمی نیز برای مدیریت خود قائل شود.

بیشتر بخوانید »

تروریسم و متافیزیک مدرن / عشق به بشریت و نفرت از مردم!

داستایوسکی روزی نگرانی خود را از آنارشی چنین بیان کرد: «ترکیب عشق به بشریت با نفرت از مردم یکی از خطرات مهلک نهفته در سیاست مدرن است.»* یکی از دلایل ظهور تروریسم در نیویورک به ماهیت این شهر مربوط می گردد. نیویورک را باید نقطه تلاقی دو مکانیسم کاربرد معکوس فیزیک و متافیزیک تعریف کرد.*

بیشتر بخوانید »

روشنفکران سنتی، روشنفکران شبه مدرن و مقوله توسعه

مقاله‌ای که در زیر مطالعه می‌فرمائید واپسین‌ بخش مقاله‌ای است که در شماره گذشته این ماهنامه، زیر عنوان «انسان ایرانی؛ سنت و نوزائی» چاپ شد. محور آن مقاله بررسی این پرسش بنیادین بود که آیا سنت‌ها، درهرحال، و هر شرایطی تا توسعه و مدرنیته‌ در تضاد و تعارضند؟ در ذیل همین پرسش این‌ پرسش هم مطرح شد که چگونه امکان دارد «انسان‌ ایرانی» واقعیت و ماهیت سنت‌های جامعه خویش را به درستی شناسایی کند و دریابد چگونه می‌توان از تلفیق سنت‌ها با عناصری که جهان را متحول کرده‌اند، نسخه‌ای ملی برای یک توسعه ملی و پایدار، تهیه کند.

بیشتر بخوانید »

کنکاشی برای شناختن ماهیت ترور گرایان کنونی ایران

در گروه دیگر، احساس غبن به صورت‌ گرایش بسیار تند به سوی همان اهداف‌ آرزومندان انقلاب ظهور می‌کند. همان‌ نیروهایی که انقلاب در آغاز آنها را به سوی‌ آرزومندی تشویق می‌کرد، اکنون به دلیل تمایل‌ انقلاب برای حرکت به سوی یک زندگی عقلایی‌ و فقدان قدرت درک موقعیت جدید، با سرعت‌ به سوی رفتارهای غیر قابل مکاشفه، برای حفظ قدرت خود کشانده می‌شوند. ترور یکی از تجلیات این تمایل افراطی است. هیچ رویدادی‌ تراژیک‌زاتر از آرمانی نیست که زمان حضور خود را از دست داده است. معمولا یک آرمان‌ زمان حضور خود را آنگاه از دست می‌دهد که‌ توانایی زایش عقول مناسب به ویژه زمانه خود را از دست داده باشد.

بیشتر بخوانید »

گرانی یک پدیده است و گرانفروشی پدیده‌ای دیگر…

در اقتصاد سیاسی جامعهء بسیار اتفاق می‌افتد که یک پدیده خود را به دو یا چند صورت مختلف‌ نشان می‌دهد. یکی از آنها پدیده افزایش شدید قیمت‌هاست که گاه به صورت گرانی و گاه بصورت‌ گران‌فروشی و گاه هر دو بروز می‌کند.شرایطی که منجر به بروز این دوگانگی در عرصه پدیده بسیار مخرب افزایش قیمت‌ها شده است‌ براستی پیچیده است. از یکسو با مقوله‌ای جهانی بنام بحران ارزش مواد خام و تغییر ساختار مبادلاتی‌ جهان روبروئیم و از سوی دیگر، بحران توزیع ناسالم منابع کمیاب در عرصه‌های مصرف داخلی‌ درگیریم.در چنین وضعی دست‌یابی به برنامه‌ای برای گریز از وابستگی و نیل به استقلال به نظر چندان‌ آسان نمی‌رسد. هرچند که در راه استقلال گریز از چنین بحران‌هائی غیر ممکن نیست. مهم‌ترین نکته در این راه تشخیص صحیح‌گرانی از گران‌فروشی در عرصه‌ای از تصحیح نظامات توزیع منابع و نقش‌ گروههای اجتماعی است.

بیشتر بخوانید »

بودجه توسعه، بودجه بحران

همانگونه که در داستان لقمان حکیم، آنگاه که‌ برده بود و اربابش از او بهترین و بدترین غذای عالم را خواست، در هر دو حالت خوراک زبان را تهیه کرد، بودجه نیز می‌تواند بهترین و بدترین خوراک‌ اقتصادی-سیاسی و فرهنگی یک جامعه قلمداد شود: این برنامه‌ریزی اقتصادی با پشتوانه سیاسی، هم‌ می‌تواند جامعه‌ای را به خاک سیاه بکشاند و هم‌ می‌تواند مسیرهای ایمن‌بخش توسعه‌ای پایدار را به‌ او نشان دهد. بودجه می‌تواند به عنوان شاخص مهم و کنترل‌کننده برای تعدیل دو قدرت سیاسی و اقتصادی‌ مورد استفاده قرار گیرد، بطوری که هر قدرتی در جایگاه ویژه خود و با استعانت از نیروی تحلیل‌ انتقادی از نیروی اصلی خود بهره‌مند شود و در عین‌ حال می‌تواند موجب تمرکز یکی از این و شود و آثار بیمارگونه استبداد و تمرکزهای دلالی سرمایه را از خود بروز دهد.

بیشتر بخوانید »

بسترهای مناسب برای ظهور فساد

فساد مقوله‌ایست که به دلیل فقدان یک سیستم‌ هدایت و رهبری مسلح به نقد و تحلیل، گاه چون‌ تقدیری ظهور می‌کند و گاه چون غده‌ای سرطانی از گوشه‌ای از سیستم؛ همچون خواستی که هنوز جایگاه‌ صحیح زمانی و مکانی ظهور خود را نیافته است.

بیشتر بخوانید »

وقتی اقتصاد توسعه به ضد ارزش تبدیل می شود

مقدمه شاید تعجب‌آور باشد؛ امّا واقعیت و تجربه نشان‌ داده که رقابت تسهیلات آفرین است، و حمایت‌ محدودیت آفرین و ترمزکننده. توضیح این‌که چرا چنین است، نیز چندان مشکل نیست: در شرایط رقابت، محیط برای تکثیر منابع‌ آماده می‌شود و با هرچه بیشتر شدن منابع‌ امکان فعالیت همه جانبه کارآفرینی …

بیشتر بخوانید »

تبعات مخرب تحمیل سیاست به اقتصاد و فرهنگ

یکی از ابهامات مهم در عرصهء روابط اجتماعی، ابهام حاصل از ارائه تعریف نادرست از مقولات‌ سه‌گانه اجتماعی، یعنی سیاست-اقتصاد و فرهنگ‌ است. تا زمانی که به تعاریف صحیح هریک از این‌ مقولات دست نیابیم و نتوانیم مرزهای هریک را مورد شناسائی قرار دهیم، طبعا توانائی تحلیل تعامل این سه‌ …

بیشتر بخوانید »