خانه / تحلیل های تاریخی

تحلیل های تاریخی

محسن قانع بصیری: تأمل در دیالکتیک سه جزیی، تنها راه نجات!

گفتگوی محمد میلانی با محسن قانع بصیری در روزنامه اعتماد استاد خیلی متشکرم از این که دعوت بنده را پذیرفتید. در واقع نیت ما بر این شد که کتاب «ما و جهان نیچه‌ای» بیژن عبدالکریمی مبدا بحث ما شود و در واقع از آنجا به گونه‌ای پیش برویم که وارد …

بیشتر بخوانید »

اهل معرفت با صدای صنعت سماع می کردند!

می‌گویند مولانا آنگاه که به بازار قونیه‌ می‌رفت. با صدای صنعت سماع می‌کرد. در آن‌ زمان هنوز به دلیل نیامدن کالاهای ارزان‌ حاصل از انقلاب صنعتی، بازار ما دارای دو نیروی صنعت و تجارت بود. هنوز اهل صنعت‌ صدایشان به گوش می‌آمد و بازار از طریق دو نیروی صنعت و تجارت اداره می‌شد. به‌ اصطلاح، می‌توان چنین تعبیری را به کار برد که‌ هنوز ساختار اقتدار در بازار، دوقطبی بود. تنها با آمدن کالاهای ارزان از قرون ۱۸ و ۱۹ بود که‌ نظام بازار ایران و ملل اسلامی قطب صنعتی‌ خود را از دست داد و تجار بر آن حاکم شدند. جالب‌تر آنکه این اقتدار دوقطبی، دو گروه‌ صوفیان (یا اهل معرفت) و روحانیان (یا أهل‌ شریعت) را نیز به خود جلب کرد. معمولا قطب‌ صنعتی با صوفیان و قطب تجاری با اهل‌ شریعت وحدت می‌کردند. به همین دلیل در جوامع اسلامی قدرتمندی چون ایران، یا ترکیه‌ همیشه این دو نیرو یکدیگر را تعدیل می‌کردند. اما با آمدن محصولات ارزان و جذاب‌تر که‌ حاصل از انقلاب صنعتی بود، قطب صنعتی- صوفیان بازار از هم پاشیدند و بازار ایران یک‌ قطبی و انحصاری شد. این از هم‌پاشیدگی آثار بسیار بدی بر توان زایش و قدرت زایندگی‌ فرهنگی صوفیان و اهل معرفت گذارد. چرا که‌ پشتوانه قوی مولّد و مالی اقتصادیشان را از آنها گرفت.

بیشتر بخوانید »

سیاست از قدرت تا توهم

جامعه شناسان بشر را موجودی اجتماعی توصیف کرده اند. بدین معنی که هر فردی ذاتاً نیاز به روابط با محیط اجتماعی خود دارد. اهمیت غیرقابل انکار این روابط را هنگامی به درستی درمی یابید که خود را در موقعیت تنها در شهری قرار دهید چون تهران. تصور کنید روزی از خواب بیدار و متوجه شوید که جز شما دیگر کسی در این شهر ساکن نیست، همه رفته اند و شما تنها صاحب یک شهر شده اید. اگر در ترس دچار ایست قلبی نشوید، شانس آورده اید. اما تجربیات بعدی شما از این هم مهم تر است. به یکباره تمامی آرزوها و خواسته های قلبی تان هیچ و پوچ می شوند. زمانی در حضور دیگر آدمیان در آرزوی داشتن خانه مستقل و ماشینی شیک بودید ولی اکنون یک شهر پر از خانه و ماشین دارید که برای شما بی ارزش شده اند. حالا شما تنها یک آرزو بیشتر ندارید اینکه با یک همنوع خود روبه رو شوید تا بتوانید با او کلامی رد و بدل کنید و از این هراس کلافه کننده تنهایی رهایی یابید.

بیشتر بخوانید »

اخلاق و سیاست

اهل قدرت در قدیم اگر می خواستند شخصی مسوول و صاحب اخلاق را پیدا کنند؛ شخصی را که مستعد پذیرش مسوولیتی و قدرتی باشد ابتدا به خانواده و پیشینه تربیتی اش نگاه و توجه می کردند. به عبارت بهتر آنها علاوه بر تشخیص استعداد فردی کسی که کاندیدای شغلی بود به وضع خانواده اش نیز می نگریستند. اینکه تا چه میزان آن مسوولیت در خانواده فرد کاندیدا پیشینه دارد یکی از فاکتورهای مهم انتخاب او برای تصدی شغل و قدرتی بود که باید به وی محول می شد.

بیشتر بخوانید »

هایدگر و فلسفه تخریب طبیعت

در آن میدانی که تکنولوژی نسبت خود را با حقیقت به کنار می گذارد (یعنی دیگر نمی تواند خود را از طریق نقد ردیابی کند)، نیرویی آفریده می شود که جز تخریب حیات و از خود بیگانه کردن انسان حاصلی ندارد و فردیتی به وجود می آید که میدان همبستگی معرفتانه خود را در پیوند با تبار هستی شناسانه انسان فراموش می کند. حیوانی به وجود می آید که امنیت خود را بر صفحه یی لغزان و ناپایدار چنان تعریف می کند که چاره یی نیست جز آنکه به صورتی ایستا در مرکز آن قرار گیرد، آن هم در حالی که دیگران را از بلندای این صفحه زندگی ساقط کرده است. او نه صاحب آن فردیت عاشق و ذات هستی بخش، بلکه صاحب آنچنان فردیتی است که مدام ناچار است رابطه خود را برای بقایش از هستی متعالی کننده اش قطع کند.

بیشتر بخوانید »

پرسشی از هایدگر؛ تکنولوژی چیست؟

پس به عبارت دیگر، هستی شناسی تکنولوژی در مرکز توجه هایدگر قرار می گیرد. از نظر او اگر نسبت ما با هستی از طریق روند وحدت و کثرت برقرار می شود، پس در تکنولوژی نیز همین روند باید مورد توجه قرار گیرد. کوشش هایدگر برای یافتن چنین روندی از تحرک، آنگاه به بن بست می رسد که وی تنها تکنولوژی معطوف به ماشین فیزیکی را مورد پرسش قرار می دهد یعنی همان اشتباهی که مارکس نیز گرفتار آن شد و نتوانست در تبیین رابطه کار با انسان؛ کار را تبدیل به متغیری خلاق کند چرا که اگر کار به صورت متغیر خلاق دیده نشود نقش فرد آشکار نخواهد شد، زیرا اتوماسیون و تکرار خصلتی جمعی است و در نهایت دیدگاه جمعی را به فردی که می اندیشد، تحمیل می کند. اگر مارکس در نهایت این خصلت جمعی- اتوماسیونی را پذیرفت هایدگر این خصلت را به چالش گرفت و از این رو تکنولوژی را سد راه تحرک به سوی هستی تصور کرد.

بیشتر بخوانید »

پایان دوره پدیده وارونگی در اقتصاد سیاسی ایران

رویدادهای یک قرن اخیر نشان می‌دهند که‌ هنوز نظام زاینده اقتصاد توسعه در ایران، به دلیل‌ وجود وارونگی در ساختار روابط اقتصاد سیاسی‌ کشور پدیدار نشه است. همان‌طور که می‌دانید با ظهور جوامع مدرن، دو نیروی مهم در مقابل هم‌ قرار گرفتند که عبارت بودند از: اول نیروی سیاسی‌ -تحکمی که از سوی حکومت به سوی مردم به‌ حرکت در می‌آید، و دوم نیروی اقتصاد توسعه‌ (اقتصاد متکی به پژوهش) که از سوی جامعه به‌ سوی حکومت حرکت می‌کند.

بیشتر بخوانید »

سیلاب های تند انقلاب انرژی در راه است

انتخاب «باراک اوباما» سر و صدای زیادی در جهان و امریکا به پا کرد. شاید در آغاز چنین به نظر آید که این ماشین تبلیغاتی بوده است که توانسته است چنین کند، اما واقعیت بسی پیچیده تر از این برداشت سطحی است. برای پاسخ به این پرسش که با انتخاب آقای اوباما جهان وارد چه تحولاتی خواهد شد ناچاریم چند نکته مهم زیر را یادآور شویم.

بیشتر بخوانید »

جدل فرهنگی یا فحاشی و هتاکی؟

تفاوت و تمایز جدل فرهنگی با جدل سیاسی‌ در آن است که در جدل فرهنگی سر انجام با مکاشفه بخشی از حقیقت از طریق تحلیل و نقد روبه‌رو می‌شویم، اما در جدل سیاسی داستان‌ عبارتست از اعمال نظر یکی بر دیگری به هر طریق ممکن، و با هر وسیله‌ای که بشود، حتی اگر به حذف نیروی مقابل بینجامد. شاید غرض‌ سهراب سپهری از این‌که می‌گفت من قطاری‌ دیدم که سیاست می‌برد و چه خالی می‌رفت از آن رو بود که تنها نتیجه‌ای که جدل سیاسی دارد خالی کدرن آدمی از نیروهایی است که او را به‌ اندیشیدن وامی‌دارد.

بیشتر بخوانید »

نقدی بر مقاله آموخته‌های بن‌لادن از هایدگر!

بدترین میراثی که سیاستمداران هنگام غالب‌ شدن بر دیگر مقولات اجتماعی از خود برجا می‌گذارند، حالتی است که در آن، افراد ناتوان از زایش و خلاقیت می‌شوند (علت نیز روشن است: ساختار روابط سیاسی همیشه براساس قانون و فرمان تنظیم می‌شود) . این ناتوانی، آنها را وامی‌دارد دوغ و دوشاب را مخلوط سازند تا بتوانند اثبات کنند چیزی مهم و قابل تأمل در انبان‌ خود دارند. چنین آثاری آنگاه پدید می‌آیند که‌ رفتارهای سیاسی به قلمرو فرهنگ نفوذ کند و هر یک از حوزه‌های سیاسی بر آن شوند تا طرف مقابل‌ خود را نه از طریق نقد، بلکه از طریق اتهامات حاکی‌ از فاقد بودن پیوندهای اخلاقی یا ارزش‌های‌ معنوی، از میدان به در کنند.

بیشتر بخوانید »