از نقد علمی تا نقد هنری

نقد را باید کاوش برای رد یابی آنچه هست تعریف کرد، این جریان تبدیل تجربه به عقل و نظرات است. پدیدارها اما در دو ساحت برای ما آشکار میشوند. اینان همان دو ساحت عقلی و اخلاقی یا بهتر بگوییم، علمی و هنری اند. موضوع عقل در میدانی میان درستی و نادرستی تحلیل میشود. از این منظر نقد را باید کاوش منطق های مندرج در پدیدار دانست. ما این کار را از طریق اجزا و اطلاعات و ناشی از پدیدار و تحول آنها به منطق هایی ویژه انجام میدهیم، اینکار در نسبتی میان تجربیات تا خواسته ها صورت میگیرد.

بیشتر بخوانید »

هنر از هنر تا جامعه

رابطه هنر با فرد و جامعه همواره رابطه ای بحث انگیز بوده است، علت شاید وجود تضادی است که میان قلمرو فرد و خلق و درک اثر هنری با مقولات دیگر اجتماعی بویژه سیاست وجود دارد. این تضاد ها ناشی از این نکته مهم است که برای سیاست تمامی پدیدارها تنها به وسیله تبدیل میشوند(به همین دلیل نیز سیاست یک دستگاه زاینده قدرت تلقی نمیشود، سیاست در حقیقت یک دستگاه مبدل قدرت اقتصادی به نظم اجتماعی آنهم، از نوع تحمیل شده و قانونی آن است). در حالیکه در فرهنگ موضوع معکوس است.

بیشتر بخوانید »

زمان با شکوه نقطه اوج

درک موسیقی بدون درک زمان امکان ناپذیر است. این موسیقی است که در میدانی از استمرار زمانی محدود ظاهر می شود، بنابراین لازم است پیش از بررسی این هنر به موضوع زمان پبردازیم اگر زمان حال یا اکنون (دم) را لحظه تجلی دو زمان گذشته و آینده تعریف کنیم.

بیشتر بخوانید »

ایران، و نمایشگاه‌های نمایشی!

می‌گویند یک سیستم زنده، از یک تک‌ سلولی گرفته تا یک جامعه پیچیدهء انسانی با دو ویژگی تعریف می‌شود: اول تولید، دوم مبادله با جهان خارج. اما از میان این دو، مبادله با جهان‌ خارج مهم‌تر است؛ چرا که رفتار یک سیستم را از رفتاری بسته به رفتاری باز تبدیل کرده و امکان‌ کنترل هرچه بیشتر بی‌نظمی‌ها را میسر می‌سازد. به همین دلیل است که می‌گویند یک کشور با تجارت با جهان خارج از خود می‌تواند زندگی کند (نظیر هلند در قرون قبل) اما هیچ‌گاه با تنها تولید در درون خود، و بدون مبادله تون ادامه زندگی‌ نخواهد داشت. به همین دلیل تجارت به منزلهء ریه تنفسی یک جامعه است. و جالب آن است که‌ هرچه جامعه پیشرفته‌تر شود، برخلاف تصور عمومی نیازش به مباذله با جهان خارج مدام‌ افزایش می‌یابد. بی‌مناسبت نیست که امروزه در کشورهای با توسعه شتابان این مدیریت پژوهش- بازار است که حرف اول را می‌زند، نه مدیریت‌ پژوهش-تولید و باز هم بی‌مناسبت نیست که‌ امروز نمایشگاه‌های مهم دنیا در حقیقت به وسیله‌ مدیریت‌های پیچیدهء پژوهش-بازار اداره می‌شوند و تمامی سیستم‌های سه‌گانه مهم درونی یک‌ جامعه (یعنی سیستم‌های مالی، تولیدی و تجاری) توسط آن‌ها هماهنگ می‌گردند.

بیشتر بخوانید »

شرق ایران و نظریهء امنیت پایدار

برای ایجاد یک ساختار نظری و عملی برای‌ امنیت ملی و منطقه‌ای ناگزیریم به تصویری‌ صحیح از ژئوپلتیک سیاسی-اقتصادی و فرهنگی ایران دست یابیم. به عبارت بهتر سه‌ حوزهء ارتباطی باید برای طرح امنیت ملی ایران‌ در سطح جهانی مورد ارزیابی قرار گیرد:

بیشتر بخوانید »

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (بر اساس نظریه سازه های میانی)

دانش ما درباره ی ویژگی های موسیقی ایران، بدون آشنایی از چگونگی شکل گیری و خلق اثر هنری و به ویژه خلق موسیقی امکان پذیر نیست. تنها از طریق موسیقی هایی این چنین است که قادر به تحلیل چگونگی تمایز میان روش ها و سبک ها در موسیقی به صورت اعم و موسیقی ایرانی به صورت اخص خواهیم شد. از همه مهم تر، این دانش به ما نشان می دهد که میان ویژگی های خاص یک حوزه ی فرهنگی با آنچه که نامش را سازه های میان ظهور درونی اثر و تجلی خارجی آن یا بطور خلاصه «سازه های میانی» می نامیم، باید تفاوت قائل شد.

بیشتر بخوانید »

هستی و شناخت در منظر هنر

شناخت حاوی مثلثی از خیال، تجربه و عقل است. هر شناختی از خیال آغاز، سپس به تجربه و در فرجام به عقل یا همان مجموعه منطق های زاییده شده فرجام پیدا می کند. حذف هر یک از این سه قلمرو منجر به ابتر ماندن شناخت خواهد شد. خیال نیرو و انگیزه تحرک برای شناخت را فراهم می کند، بستر ظهور عشق و کنجکاوی است، نیرویی است که انسان را وا می‌دارد تا از تسلط خطرناک تکرار برخود رها شود، قدرتی است پرسش آفرین.

بیشتر بخوانید »

موسیقی و جنسیت

برای شناخت رفتارهای انسانی در قلمرو هنر، باید توجه داشت که هنر از مقولات فرهنگ و به ویژه آنگاه که وارد قلمرو خلاقیت می شود، فرهنگ انتقادی است. پس لازم است، رفتارهای قلمروهای سه گانه ی سیاست، اقتصاد و فرهنگ انتقادی را مورد توجه قرار دهیم.

بیشتر بخوانید »

هنر شنیدن

هر حسی آنګاه که مستقل به کار ګرفته شود، دریچه ای است برای دست یابی به عرصه خیال و میدانی برای تجربه خلاق ذهنی. هرچه بر تعداد حس ها در قلمرو و ارتباط با اثر افزوده می شود از دامنه پرسش آفرینی نسبت به پدیدار بویژه در عرصه ارتباط به اثر هنری کاسته می شود. نمونه های زیادی می توان عرضه کرد.

بیشتر بخوانید »