خانه / سروده ها / تولد در تقدیر و رهائی در زندگی

تولد در تقدیر و رهائی در زندگی

تولد در تقدیر و رهائی در زندگی

پیش از آنکه نطفه ام

در بازی میان عشق و غریزه

پیدا آید

تنها مادرم بود که مرا

در دریای خیالش

جستجو می کرد

و به سفره انتظار محبتش

راه داد

او در چهل سحر

با چهل نماز

و چهل سیب

در پروازی

از بیکران آسمان ناکجاآباد

در لحظه ای مرا دزدید

تا در بستر محبت و عشق

زاده شوم

در گردابی میان درد و خون

مرا در آغوش کشید

هنوزدر نشئه اولین قدم هایم بود که

سنگ تقدیر مرا بر چرخ لنگ زندگی گذارد

تا لذت دویدن را از من دریغ دارد

تا مگرگیسوی بلند انتظارم

دوشیزه پرواز را

در آسمان رویاهایم

بمن سپارد

در آغازین پروازها بود که

به شهر آگاهی ها گام گذاردم

و هم سخنی با جان را

آن تنهائی شیرین را

در آغوش کشیدم

مسافر همراهم را یافتم

در ناگهانی لحظه ای

فرشته آگاهی در آستان تنهائیم

ظاهر شد

مرا گفت

تقدیرت در رهائی است

در پرواز میان خیال تا تجربه زیستن

پس مرا بر فرش سرد زندگی

گذارد و رفت

مرا که در حیرت هزاران سئوال

سرگردان بودم

خاک را گفتم

میتوانی مرا از تقدیر جاذبه ات رهاکنی

باد را گفتم

میتوانی دو بال پرواز نثارم کنی

آب را گفتم

مرا به زلالی و پاکیت

میهمان کن

آتش را گفتم

مرا در بزم منور شعله هایت بیدار کن

هنوز به پایان دعایم نرسیده بودم گه

همزادم مرا گفت

چرا آنچه خود داری

ز بیگانه تمنا میکنی

برخیز و خود میزبان مهربان هزاران پرسش باش

تا طوفان ها

از دریای معرفت برخیزد

اشک همچون مرهمی

کینه های کهنه را

از دروازه دل بیرون راند

تا لبخند ها

پیش از آنکه سپری باشند

نیشتر تیز دردهائی گردند

که چون تاولی بر جان من

متورم شده بودند

اینک این چرکابه های تلخ و زهرناک کین و حسرت بودند که

از آن زخم کهنه بیرون ریختند

پس آنگاه دگربار دیدم

آن فرشته زیبا را

که بر سفره ساده زیستن

در عمق جانم نشسته بود

و چون آینه ای مرا در خود گرفته بود

با لبخندی مرا گفت

زمان زمان فراموشی نیست

تقدیر طوفانی این زمستان تاریک را

با تیغ خونین صبر

به آرامش بارانی بهاری رسان

تا آن پری زیبای آگاهی

راز لذت را به تو بیاموزد

کنون

سالیان درازی است که

با آن جان

آن همزاد و همسفر مهربان درونم

در پروازم

امروز میدانم

هر دردی سرآغاز تولد لذتی است

هر ضعفی زهدان تولد قدرتی

و هر پرسشی ذره ای منور

از انوار حقیقت

درباره‌ی emGF9cnZN5

حتما ببینید

چون برگی خشک

چون برگی خشک در هجوم تند بادی پائیزی از شاخه خشک درختی پیر بر زمین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *