خانه / مدیریت / فصلی در تاملات: مدیریت سرعت و ترمز

فصلی در تاملات: مدیریت سرعت و ترمز

در جریان تدوین و اجرای هر برنامه‌ای در مدیریت و به ویژه‌ آنگاه که می‌خواهند در مورد اجرای برنامه‌ای تصمیم‌گیری‌ نمایند، شاید مهمترین و بنیادی‌ترین نقش مدیر آغاز می‌شود. در این جاست که می‌توان کسی را مدیر نامید.

خارج از اصول عقلایی و فنی ویژه هر تصمیم‌گیری نسبت به‌ حوزه خاص خود، باید چند اصل مشترک مهم را نیز در اتخاذ این‌ تصمیمات در نظر گرفت که مهمترین آنها توجه به اصل مهم‌ ‘سرعت‌ بیشتر، ترمز قوی‌تر‘‘است. هر تصمیم‌گیری در جریان توسعه‌ اجتماعی، حال یک سازمان باشد یا در سطحی کلان باید به این اصل‌ معطوف شود که اگر می‌توانی سرعت خود را در امری بیشتر کنی باید از پیش ترمز مناسب را برایش تدارک کنی. در غیر این صورت کنترل‌ ماشین توسعه از دستت خارج می‌شود. نتیجه اینکه با برخورد به درو دیوار یا چپه شدن، اصل سازمان از بین می‌رود.

نمونه‌هایی از فقدان‌ ترمز در سطح توسعه را می‌توان در آن بخش از توسعه علمی صنعتی‌ دنبال کرد که کارشان تولید ماشین‌آلات و وسایل کشتار جمعی انسان‌ و حیات است. آیا اینها خود علامت فقدان ترمز در سطحی کلان‌ نیستند؟ آن مدیری که ناتوان از ارائه نظام سرعت و کنترل در جریان‌ توسعه سازمان خود نیست، متوجه نیست که به تدریج میدان‌ اثرگذاری خود را از دست می‌دهد. به ویژه از بعد از انقلاب صنعتی که‌ مفهوم قدرت از سیاسی مجرد به سیاسی-اقتصادی بدل شد، هیچ‌ تصمیم‌گیری برای اجرای امری خاص مطلق تلقی نمی‌شود.

از اینرو ناچارن از طریق استفاده از ترمزهای بجا اثر نیروی تعقل را در سازمانهای کار افزایش دهند. مدیران باید بدانند که چه بخواهند و چه‌ نخواهند نمی‌توانند درهای کار خود را بر روی آنانی که آنها را تأیید نمی‌کنند ببندند. زمانه ما زمانه‌ایست که هر رویدادی به سرعت به‌ دروازه نقد می‌رسد و بستن این دروازه، بهایش بسیار سنگین‌تر از گشودن آن است، چرا که توسعه اجتماعی نیروی اصلی خود را از همین دروازه اخذ می‌کند. وجود رادیکالیسیم در تصمیم‌گیری‌ها و گریز از نقد آنها توسط اندیشمندان، تنها می‌تواند حوزه قدرت آنها را تبدیل به ماشین‌هایی بدون ترمز کند و در این صورت اولین کسانی که‌ خسارت می‌بینند، همان‌هایی هستند که بر آنها سوارند.

اگر نگاه کنید اولین بمب اتمی هنگامی ساخته شد که نیروی‌ نقد یا ترمز دستگاه توسعه آمریکا به دلیل شرایط جنگ بشدت‌ ضعیف شده بود و طبعا به دلیل همین ضعف شرایط برای تغییر جهت غیر انسانی توسعه فراهم گردید و در مرجله بعدی این ترمز از طریق توجیه‌های رقابتی جنگ سرد سست شد و شوروی هم‌ وارد میدان شد. سست شدن همین ترمزها بود که علم را از فرشته‌ای در خلوت معرفت انسان به دیوی اهریمنی و هراس‌بار در هیاهوئی برای هیچ تبدیل کرد. به طوری که اکنون هر سیاست‌ مدرای بدش نمی‌آید برای ترساندن طرف مقابل خود، یکی دوتای‌ از این نیروهای مهار ناشده را در دستان خود داشته باشد.

در سطح خرد در حوزه تحرکت توسعه، وجود کنترل بسیار لازم است. اغلب کسانی که در فاصله رونق کاذب حاصل از اختلاف ارزش دلارهای نفتی، سرمایه خود را به کار انداختند. یا بورس را به عنوان یک نیروی مهار نشده رشد سرمایه خود بکار بردند. به دلیل ناتوانی در ضرورت توجه به عامل وجود مهار و کنترل در تصمیم‌گیری‌های خود به افلاس افتادند. آنها فکر کردند که سودهای بادآورده حاصل از روند مذکور همیشگی‌ است و دچار طمع شدند و کیست که نداند طمع آن نیروئی است‌ که عوامل مهار در تصمیم‌گیری‌ها را از کار می‌اندازد؟ بطوریکه‌ مدیر و صاحب سرمایه را آماده اسارت در هزار توهای حاصل از فعالیت کلاهبردران می‌کند.

اغلب مدیران باهوش و با تجربه‌ می‌دانند که هر جا سود بیشتر و غیر عادی باشد. نطفه خطرناک‌ رویدادهایی که به شکست فرجام می‌یابند. نیز نهفته است درست‌ بهمان صورت که سرعت بیشتر راننده با تجربه‌تر می‌خواهد. بهر تدقیر میدان حاصل از این طمع خام بسیاری از پشت میز نشین‌های آن چنانی را به مسافرکشی در خیابان‌ها کشاند تا رابطه‌ میان سرعت و ترمز را به طور تجربی بیازمایند.

طبیعت زندگی آدمی توسعه همراه با معرفت نسبت به زندگی‌ است، همه ابزارهای موجود برای آن آفریده شده‌اند که بتوانیم‌ فراغت را به قلمروی برای زایش ارزش‌های معنوی و انسانی بدل‌ کنیم. به همین دلیل چه بخواهیم و چه نخواهیم در پس هر سرعت‌ غیر قابل مهار، رویدادی تراژیک نفهته است. رویدادی که گاه‌ ممکن است به بهای نابودی زندگی و تمدن‌مان تمام شود.

نشریه: مدیریت    فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۵

درباره‌ی emGF9cnZN5

حتما ببینید

آموزش زنده و آموزش مرده

شنیده‌ایم که در نوکراتیک، یکی از شهرهای مصر، خدایی‌ کهن بوده است به نام توت... روزی «توت» به نزد «تاموس» فرمانفرمای مصر علیا آمد و هنرهایی را که اختراع کرده بود به او باز نمود و خواست که پادشاه فرمان دهد تا آن هنرها به مردم‌ مصر آموخته شوند. «تاموس» از آثار و فواید هنرها پرسیدن‌ گرفت و چون‌ توت‌ آنها را شرح داد تاموس پاره‌ای را پسندید و پاره‌ای را نه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *