قدرت‌ مدیریت و منابع قدرت

هر مدیری پدیدارهای موجود در فضای کارش را به دو شکل نگاه‌ می‌کند. یا به صورت منبع و یا به ص ورت وسیله. پدیدار آنگاه که در مقام منبع قرار می‌گیرد، در حالتی است که می‌توان از آن نیرویی‌ جدید (منطق‌هایی نو) استخراج کرد و آنگاه که در مقام وسیله به‌ پدیدارهای اطرافمان می‌نگریم در حقیقت می‌خواهیم آنها را باندازهء عقل خود بکار گیریم. به این ترتیب پدیدارها در حالت اخیر اسیر قانون افت کیفیت شده و مستهلک می‌گردند. در حالیکه در موقعیت‌ اول قادریم از پدیدار به عنوان منبعی نو بهره گیریم. با توجه به تحلیل‌ فوق اکنون لازم است از مهم‌ترین پدیدار فعال در سازمانهای کار یعنی انسان سخن گفت. و طبعا برای یک مدیر مهمترین، استراتژیک‌ترین‌ و حساس‌ترین وضع در نوع نگاهی است که به این پدیدار مهم‌ می‌نماید. در حقیقت پرسش اصلی و مهم آنست که؛به نیروی انسانی‌ چگونه باید نگاه کرد؟ به عنوان یک منبع یا در مقام یک وسیله برای‌ پاسخ به این مهم ناچاریم تمایزات مهم این نوع دو نگاه را مورد بررسی قرار دهیم. هر پدیداری آنگاه که در مقام منفع قرار می‌گیرد بمانند آن است که می‌خواهیم از آن نیرویی جدید استخراج کنیم اما آنگاه در مقام وسیله قرار می‌گیرد بمانند آن است که می‌خواهیم‌ آن را به مدد عقل و هدف خود بکار گیریم. بنابراین پدیدار در مقام‌ منبع همواره این شانس را دارد که بتواند در مقابل قانون افت کیفیت‌ مقاومت کند اما پدیدار در مقام وسیله، به دلیل عقل بکار گیرنده آن‌ که طبعا ثابت است مدام مستهلک می‌شود و تحت تاثیر قانون افت‌ کیفیت قرار می‌گیرد. به همین دلیل نیز مدیران با توان نگاه به پدیدار به عنوان منبع قادرند در نسبتی متقابل و زاینده با نیروهای انسانی‌ خود قرار گیرند اما مدیران گروه دوم در نسبتی تحکمی سیاسی و یکسو با منابع انسانی خود قرار می‌گیرند.

در آغاز ظهور جریان کار اصولا به انسان به صورت وسیله نگاه‌ می‌شد (برده) و بعد از آن در جریان تکامل، نقش انسان به عنوان منبع‌ آشکار گردید به همین دلیل توسعه را می‌توان نوعی جریان‌ آشکارسازی اجرایی نقش پدیدار انسان به عنوان منبع تلقی کرد. با توجه به جدول مزبور ملاحظه می‌شود هر مدیری باید بتواند دو نقش مهم زیر را بازی کند:

الف-نقش آشکارساز نیروهای نهفته منابع موجود: طی این نقش‌ مدیر پدیدارها را چون منبع نگاه کرده و از طریق پژوهش‌ پتانسیل‌های آنها را شناسائی و روش‌های تبدیل آنها به نیروهای‌ اجرائی را ردیابی می‌کند.

ب‌- نقش اجرائی: طی این نقش مدیر با توجه به فرآیند اول‌ منطق‌های بدست آمده را بکار گرفته و پدیدارهای اطراف را همچون‌ یک وسیله فعال می‌نماید.

نشریه: مدیریت فروردین و اردیبهشت 1386