آه ای آینده

آه ای آینده

با چه نامی بخوانمت

تا هم صحبت رازهایم شوی

 با کدام گام همراهت شوم

تا ندیم دردهایم گردی

تا حضورت

بسان قطرات صبور آب

سنگ سخت یاس را

آرام آرام خرد کند

با کدام شعر

به ستایش ات برخیزم

تا عطر شوق هر غزلش

غنچه سرخ بوسه ای

بر صورت صبح گردد

با کدام گام خود را

به آستان معبدت رسانم

تا از تشنج های این قرن بی ستاره

رویای کودکی ام را

نجات بخشم

با کدام دست

ترا در آغوش گیرم

تا یاقوت درخشنده پیروزی را

از دل خورشید سحرگاهان

به سوغات آوری

آه ای آینده

مراهم نگین عشق ارزانی کن

تا از بلندای هستی

شعری جاودان

برایت بسرایم