نقد را باید کاوش برای رد یابی آنچه هست تعریف کرد، این جریان تبدیل تجربه به عقل و نظرات است. پدیدارها اما در دو ساحت برای ما آشکار میشوند. اینان همان دو ساحت عقلی و اخلاقی یا بهتر بگوییم، علمی و هنری اند. موضوع عقل در میدانی میان درستی و نادرستی تحلیل میشود. از این منظر نقد را باید کاوش منطق های مندرج در پدیدار دانست. ما این کار را از طریق اجزا و اطلاعات و ناشی از پدیدار و تحول آنها به منطق هایی ویژه انجام میدهیم، اینکار در نسبتی میان تجربیات تا خواسته ها صورت میگیرد.
بیشتر بخوانید »هنر و روابط انسانی
هنر و انقباض ایدوئولوژیک
سیاست و فرهنگ دو روی متضاد سکّه ی امنیت اند. یکی از طریق فشار بیرونی و دیگری از طریق آگاهی درونی. سیاست از آن رو که موضوعش ایجاد امنیت از طریق عوامل بیرونی ست، همواره با دو سلاح قانون و زور وارد میدان می شود. فرهنگ امّا چنین نیست. فرهنگ از آن رو که موضوعش آگاهی بر آمده از درون فرد است، همواره با دو سلاح تحلیل استدلالی (به کارگیری و عمل) و تحلیل انتقادی (زایش درونی) وارد میدان می شود.
بیشتر بخوانید »نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ
از دانشگاه تهران تا صفحه فروشی بتهون در خیابان پهلوی آن روز ولیعصر این روز، برای ما که جوان بودیم و مشتاق دستیابی به موسیقی خوب راه درازی نبود. سال ۱۳۵۱ بود، یعنی سی و اندی سال پیش، عاشق موسیقی کلاسیک بودیم. در آن زمانها تهران، دو صفحه فروشی داشت که آثار کلاسیک را عرضه می کردند، یکی همین صفحه فروشی بتهون بود کمی پایینتر تختجمشید قدیم و طالقانی امروز که در خیابان ولیعصر واقع شده بود و دیگری صفحه فروشی کارناوال در میدان فردوسی بود که صفحههای روسی میآورد و آثار اجرایی رهبران و نوازندگان روسی و اروپای شرقی را عرضه میکرد.
بیشتر بخوانید »اندر تعریف موسیقی کلاسیک
سالهاست منتقدان هنری و موسیقیدانان قصد در تعریف و تحلیل چیستی «موسیقی کلاسیک» دارند، تعاریف مختلفی از این اصطلاح بیان شده ولی بیشتر آنها یا قسمتی از واقعیت را در بر میگیرند یا کلا به بیراهه رفتهاند. با نگاهی به تعاریف ارائه شده، مشاهده میکنیم که نه تنها تعریف جامعی به دست نیامده بلکه راه را برای تحلیل نقاط مشترک، موسیقیهایی که زیر این عنوان قرار میگیرند را دشوار کردهاند؛ این تعاریف گاهی قسمتی از واقعیت را ارائه میدهند مانند: «نوعی از موسیقی که مخاطب الیت دارد» یا نوعی سادهنگری حیرتانگیز از آنها برداشت میشود. نظیر؛ «نوعی از موسیقی که از روی نت نواخته میشود».
بیشتر بخوانید »حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
سالیان درازی بود که این بیت حافظ من را به خود مشغول داشته بود! از خود میپرسیدم که این خلوت چگونه است که انس با آن، به تجمع یاران میماند؟ چگونه میتوان در خلوتی بود که سرشار از انس با یاران است؟
بیشتر بخوانید »هنر شنیدن
هر حسی آنګاه که مستقل به کار ګرفته شود، دریچه ای است برای دست یابی به عرصه خیال و میدانی برای تجربه خلاق ذهنی. هرچه بر تعداد حس ها در قلمرو و ارتباط با اثر افزوده می شود از دامنه پرسش آفرینی نسبت به پدیدار بویژه در عرصه ارتباط به اثر هنری کاسته می شود. نمونه های زیادی می توان عرضه کرد.
بیشتر بخوانید »موسیقی و جنسیت
برای شناخت رفتارهای انسانی در قلمرو هنر، باید توجه داشت که هنر از مقولات فرهنگ و به ویژه آنگاه که وارد قلمرو خلاقیت می شود، فرهنگ انتقادی است. پس لازم است، رفتارهای قلمروهای سه گانه ی سیاست، اقتصاد و فرهنگ انتقادی را مورد توجه قرار دهیم.
بیشتر بخوانید »هستی و شناخت در منظر هنر
شناخت حاوی مثلثی از خیال، تجربه و عقل است. هر شناختی از خیال آغاز، سپس به تجربه و در فرجام به عقل یا همان مجموعه منطق های زاییده شده فرجام پیدا می کند. حذف هر یک از این سه قلمرو منجر به ابتر ماندن شناخت خواهد شد. خیال نیرو و انگیزه تحرک برای شناخت را فراهم می کند، بستر ظهور عشق و کنجکاوی است، نیرویی است که انسان را وا میدارد تا از تسلط خطرناک تکرار برخود رها شود، قدرتی است پرسش آفرین.
بیشتر بخوانید »از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (بر اساس نظریه سازه های میانی)
دانش ما درباره ی ویژگی های موسیقی ایران، بدون آشنایی از چگونگی شکل گیری و خلق اثر هنری و به ویژه خلق موسیقی امکان پذیر نیست. تنها از طریق موسیقی هایی این چنین است که قادر به تحلیل چگونگی تمایز میان روش ها و سبک ها در موسیقی به صورت اعم و موسیقی ایرانی به صورت اخص خواهیم شد. از همه مهم تر، این دانش به ما نشان می دهد که میان ویژگی های خاص یک حوزه ی فرهنگی با آنچه که نامش را سازه های میان ظهور درونی اثر و تجلی خارجی آن یا بطور خلاصه «سازه های میانی» می نامیم، باید تفاوت قائل شد.
بیشتر بخوانید »زمان با شکوه نقطه اوج
درک موسیقی بدون درک زمان امکان ناپذیر است. این موسیقی است که در میدانی از استمرار زمانی محدود ظاهر می شود، بنابراین لازم است پیش از بررسی این هنر به موضوع زمان پبردازیم اگر زمان حال یا اکنون (دم) را لحظه تجلی دو زمان گذشته و آینده تعریف کنیم.
بیشتر بخوانید »