بودجه توسعه، بودجه بحران

همانگونه که در داستان لقمان حکیم، آنگاه که‌ برده بود و اربابش از او بهترین و بدترین غذای عالم را خواست، در هر دو حالت خوراک زبان را تهیه کرد، بودجه نیز می‌تواند بهترین و بدترین خوراک‌ اقتصادی-سیاسی و فرهنگی یک جامعه قلمداد شود: این برنامه‌ریزی اقتصادی با پشتوانه سیاسی، هم‌ می‌تواند جامعه‌ای را به خاک سیاه بکشاند و هم‌ می‌تواند مسیرهای ایمن‌بخش توسعه‌ای پایدار را به‌ او نشان دهد. بودجه می‌تواند به عنوان شاخص مهم و کنترل‌کننده برای تعدیل دو قدرت سیاسی و اقتصادی‌ مورد استفاده قرار گیرد، بطوری که هر قدرتی در جایگاه ویژه خود و با استعانت از نیروی تحلیل‌ انتقادی از نیروی اصلی خود بهره‌مند شود و در عین‌ حال می‌تواند موجب تمرکز یکی از این و شود و آثار بیمارگونه استبداد و تمرکزهای دلالی سرمایه را از خود بروز دهد.

بیشتر بخوانید »

بسترهای مناسب برای ظهور فساد

فساد مقوله‌ایست که به دلیل فقدان یک سیستم‌ هدایت و رهبری مسلح به نقد و تحلیل، گاه چون‌ تقدیری ظهور می‌کند و گاه چون غده‌ای سرطانی از گوشه‌ای از سیستم؛ همچون خواستی که هنوز جایگاه‌ صحیح زمانی و مکانی ظهور خود را نیافته است.

بیشتر بخوانید »

وقتی اقتصاد توسعه به ضد ارزش تبدیل می شود

مقدمه شاید تعجب‌آور باشد؛ امّا واقعیت و تجربه نشان‌ داده که رقابت تسهیلات آفرین است، و حمایت‌ محدودیت آفرین و ترمزکننده. توضیح این‌که چرا چنین است، نیز چندان مشکل نیست: در شرایط رقابت، محیط برای تکثیر منابع‌ آماده می‌شود و با هرچه بیشتر شدن منابع‌ امکان فعالیت همه جانبه کارآفرینی در افق‌های مختلف مولّد فراهم می‌شود که‌ نتیجه طبیعی آن …

بیشتر بخوانید »

تبعات مخرب تحمیل سیاست به اقتصاد و فرهنگ

یکی از ابهامات مهم در عرصهء روابط اجتماعی، ابهام حاصل از ارائه تعریف نادرست از مقولات‌ سه‌گانه اجتماعی، یعنی سیاست-اقتصاد و فرهنگ‌ است. تا زمانی که به تعاریف صحیح هریک از این‌ مقولات دست نیابیم و نتوانیم مرزهای هریک را مورد شناسائی قرار دهیم، طبعا توانائی تحلیل تعامل این سه‌ را نخواهیم داشت که لاجرم آثار این ناتوانی به‌ صورت …

بیشتر بخوانید »

توسعه صادرات غیر نفتی: شمشیر چوبین و آسیاب غول‌آسا!

توجه به کارنامه صادرات در کشور ما بدون‌ دقت در رویدادهائی که شرایط امروز را پدید آورده‌اند غیر ممکن است. بی‌گمان مهم‌ترین این‌ رویدادها گرایش اقتصاد کشور به نفت بعنوان‌ مهم‌ترین منبع درآمد کشور بوده است. این‌ گرایش بود که توانست مهم‌ترین رکن رابطهء توسعه را، یعنی رابطهء بخش خصوصی مولّد ثروت با دولت را مخدوش کند، و باز همین‌ …

بیشتر بخوانید »

از جامعه ی نقدپذیر تا جامعه اسپارتی

اکثر خوانندگان با داستان بسیار عبرت‌آموز مثنوی‌ دربارهء نحوی و کشتیبان آشنایند و آن را خوانده‌اند. اگر متهم نشویم که لازمهء مثنوی‌خوانی هم داشتن یک دو جین مدرک و سند و سوابق دانشگاهی است، که ما فاقد آنیم، برداشتی از این قصه را مقدمه این مقاله‌ می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم که همواره ما را از نعمت‌ آزاده‌بودن و آزادگی …

بیشتر بخوانید »

غرب خیالی، غرب واقعی!

شناخت ما از غرب (و لا جرم داوری و موضع‌گیری‌هایمان دربارهء آن) مبتنی بر واقعیاتی‌ است که متعلق به دیروز بوده‌اند، و امروز به تاریخ‌ پیوسته‌اند. غرب در روند یک استحاله همه جانبه قدم‌ به دوران جدیدی گذاشته و مشخصات و ویژگیهای‌ تازه‌ای یافته است که اگر آنها را نشناسیم قادر به تنظیم‌ برنامه‌هایی واقع‌بینانه و کارآ برای تأمین منافع …

بیشتر بخوانید »

توسعه و حلقهء گمشده آن در ایران (I)

یکی از شاخصهای اصلی و مهم توسعه چگونگی‌ توزیع منابع و روندی است که این توزیع دنبال می‌کند. بدین معنی که جهت اصلی توزیع منابع در جامعه به‌ سمتی است که؛ بتواند موجب افزایش ارزش افزوده‌ اجتماعی شود. طبعا این جهت در دو روند تولید و مبادله‌ دنبال می‌شود. در بهترین شرایط می‌توان حالت بهینهء توسعه را مبادلهء میان دو یا …

بیشتر بخوانید »

از اجتهاد دفعی تا اجتهاد رفعی

مقدمه تا پیش از انقلاب صنعتی، که هنوز نهاد پژوهش‌ در سازمان‌های کار، فعال نشده بود، برای مدیریت‌ اجتماعی و سازمان‌های کار و زندگی هیچ چاره‌ای‌ وجود نداشت مگر آن‌که ضرورت‌هایی که امنیت‌ زندگی را به خطر می‌انداختند، دفع شوند. و این، به‌ معنی تفوق عنصر سیاسی بر عنصر فرهنگی در نظام‌های زندگی اجتماعی در آن زمان‌ها بود. هرچه‌ این …

بیشتر بخوانید »

توسعه و حلقهء گمشده آن در ایران (II)

مدیریت سه‌بعدی به جای مدیریت دوبعدی نکتهء مهم دیگر که باید به آن اشاره کرد انقطاع میان‌ سرمایه و کار در کشورهای جهان سوّم است، بطوریکه‌ ساختهای کهنهء سرمایه توان تحرّک و توزیع کالا و دانش‌ را در جامعه ندارند. تقریبا در هیچ‌یک از کشورهای‌ صنعتی نمی‌توان اثری از ساخت‌های کهنهء سرمایه پیدا کرد. به همین دلیل نیز مدرنیته در …

بیشتر بخوانید »